محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

160

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

حصد المحن » شود و در توارى كمون قدم به وادى عدم نهاده « كأنّها لا أصل ثابت و لا فرع نابت » باشند كه خلق اطراف و اكناف عالم ، از شرّ و شور آن طايفهء بد آئين رهايى جويند . پس به جناب عالى هم لازم است كه با امراى كرام آن حوالى ، مراسله و مشاوره نموده ، مادهء فتنه و فساد را به اتفاق تماما منقطع ساخته ، هر وقت ممكن باشد به اسبابى كه باعث نابودى نام و نشان آنها از عالم بود ، مباشرت كرده شود . من بعد همواره ابواب محبّت و و داد به مفاتح مكاتبت مودّت مداد مفتوح و جمل جميلهء اتحاد به الف متحرك قلم و نون مشدد دوات ، مؤكّد گردد و احوال لايحه و اخبار سانحه نيز به توارد رسايل و تردد پيام و تردد رسل ذوى الاحترام بين الجانبين از اتحاف و اهدا خالى نماند تا كه حبل و داد و اتحاد كه به واسطهء آن استمساك اجناد اولياء صورت مىگيرد ، از طرفين دو تا شود و بنيان يگانگى و اخوّت روز به روز استحكام يابد . مشار اليه سيد محمد - رزقت سلامته - شرايط رسالت را به وجه اكمل تمام كرده ، به عنايات بىغايات و رعايات بىنهايات ما ملحوط و محفوظ شده ، به حسن اجازت ما مقرون گشت و به آن صوب صواب نماى متوجه گرديد . همواره امداد عنايت سبحانى و توفيقات ربانى و تأييدات صمدانى قرين حال باد . به حق النون و الصاد . انتهى ترجمهء نامهء سلطان سليم به شيروانشاه و الا جناب امارت مآب ، عزّت قباب ، رفعت جناب ، دولت مناب ، معدلت شعار ، حكومت دثار ، ناصب رايات الدولة الغرّاء صاحب آيات رتبة العليا ، الفائز بالقدح المعلى من قداح الرفعة و العلى ، المختص بمزيد عواطف الملك الكريم شيخ ابراهيم بيگ - دامت معاليه و طابت ايّامه و لياليه - سلام موفور و تحيّت نامحصور كه از محض عنايت فائز النور انبعاث و صدور مىيابد ، مطالعه نمايند . بعد ذا : انهاى رأى عالى مىرود كه حاليا درّ درج افصاح و مهر برج افواه و آينه انوار « كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ » « 1 » يعنى كتاب بلاغت نصاب و فصاحت استيعاب اخلاص شعار و اختصاص دثار ، مؤكّد قواعد و داد و مشيّد مبانى اتحاد كه به توسط قدوة الاماجد و الاكارم حاجى محمود - رزقت سلامته - فرستاده بود و اصل و از مضمون محبّت افزونش اطلاعات كامل حاصل گرديد . واقعا از غايت ديانت و نهايت صداقت شما مرجو از اين قبيل اوضاع لايحه و اطوار واضحه ، او را هميشه به سدّه سپهر ارتفاع ، اعلام است كه وضوح و سنوح يافت . و الحالة هذه ، قزلباش اوباش از روى مسكنت ، پى در پى ايلچىها فرستاده ، به انواع تضرّع و ابتذال و اصناف تذلّل و ارتذال ، نيازمندىها نموده ، به هر طريقى كه مىخواهيد ، صلح

--> ( 1 ) . نور ، 35